حسن حسن زاده آملى
224
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
بدانكه محل و مركب روح حيوانى قلب است ، و روح حيوانى سرچشمه و منبع دو قوه شهوت و غضب است . و مراد از قوه شهوت تمايل حيوان و انسان است بهر چيز كه ملايم طبع آنها است . و مراد از قوه غضب تنفرشان است از آنچه كه ناملايم طبع است كه آن تمايل و اين تنفر منشأ تحريك اعضاء بجذب و دفع ميگردد ، اگر چه در مبدأ اين ميل و نفرت در حيوان و انسان فرقى هست كه در فص بعد درباره عمل انسانى گفته مىشود . پس اين دو قوه شهوت و غضب لازمه ء حيات انسانى بلكه كليه حيوانات است . چغمينى در قانونچه گويد : اما قوه حيوانيه قوايى هستند كه انبساط قلب و شرايين و انقباض آنها را انجام ميدهند كه به نسيم و به اخراج ابخره دخانيه از قلب ترويح قلب حاصل مى گردد ، و به اين قوه حيوانيه حركات خوف و غضب مىباشد . انتهى نسيم هواى تازه است كه غرض گرفتن اكسيژن است چنان كه مقصود از اخراج ابخره دخانيه اخراج كربن است روح بخارى و بدانكه روح بخارى كه روح حيوانى نيز گويند از خون متكون است ، و حامل قواى حس و حركت مى باشد ، و بخارات رديه و عفونتهاى خون كه در اثر نظير دود ذغال اند و كربن گويند بواسطه ورود هواى تازه از بدن دفع مىشود كه مفرح ذات است . و خون از هواى جديد يعنى اكسيژن اجزاء و مواد حيوتيه را كسب مىكند و اين دم ممد حيوة است و گرنه در زمان كمى بخارات رديه و عفونتهاى خون موجب خفگى و هلاك انسان و حيوان مىشود . پس ورود هواى تازه آنافانا حالت خفگى را از انسان دور مىكند كه بواسطه ورود نسيم و بواسطه اخراج ابخره دخانيه ترويح قلب حاصل مىشود و حيوة را كمك و مدد ميدهد . شيخ بزرگوار سعدى چه خوش فرمود : هر نفسى كه فرو ميرود ممد حيوة است و چون بر مى آيد مفرح ذات پس